Hello Poetry
Submit your work and get some sparkles! Create free account
من گرفتارم گرفتار غصه رو غصه تلمبار درد و رنج بسیار دیدم یار من از من طلبکار آه یاد دادم وفا را جز جفا چیزی ندیدم دل به رویاها سپردم عقل من از من گرفتار آه جفا دیدم از این یار عشق را کردش لجنزار چه بلاها بر سرم آمد آخر، او شد طلبکار اول او مجنون و دلدار شد سپس بر سرم آوار او لبانش بر دیگری رفت مرا، آنگه کشت انگار آه جفا شد بر سر من زر و سیم شد به از من دیگری شد دل خریدار عشق را کردش لجنزار آه درمانی ندارم یار و غمخواری ندارم زندگی با من غریبست دنیاهم تاریک و تیرست آه یاد دادم وفا را جز جفا چیزی ندیدم دل به رویاها سپردم عقل من از من گرفتار عقل من از من گرفتار (ma.hz)
0
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:13 PM UTC
ترانهی عشق بیوفا
من گرفتارم گرفتار غصه رو غصه تلمبار درد و رنج بسیار دیدم یار من از من طلبکار آه یاد دادم وفا را جز جفا چیزی ندیدم دل به رویاها سپردم عقل من از من گرفتار آه جفا دیدم از این یار عشق را کردش لجنزار چه بلاها بر سرم آمد آخر، او شد طلبکار اول او مجنون و دلدار شد سپس بر سرم آوار او لبانش بر دیگری رفت مرا، آنگه کشت انگار آه جفا شد بر سر من زر و سیم شد به از من دیگری شد دل خریدار عشق را کردش لجنزار آه درمانی ندارم یار و غمخواری ندارم زندگی با من غریبست دنیاهم تاریک و تیرست آه یاد دادم وفا را جز جفا چیزی ندیدم دل به رویاها سپردم عقل من از من گرفتار عقل من از من گرفتار (ma.hz)
Written by
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:13 PM UTC
Request permission to use this poem