زندگی
زندگی، سودای بیانتهای آرزوهای ماست.
گذر از پیچ و خمهای امید و ناامیدی،
سلامتی و بیماری،
فقر و ثروت.
زندگی عبور از فاصلههاست؛
نیستشدنِ هستیها
و هست شدنِ نیستیها.
زندگی، گذرِ لحظههای خوشی و غم است؛
تولد و مرگ،
بودنها و نبودنها.
از نخستین گریهی نوزاد
تا ناتوانی و پیریِ انسانِ آرمانگرا،
زندگی جریان دارد.
زندگی صبر است و عشق،
دوستی و شادی،
دوری و غربت،
رنجِ از دست دادن
و ناتوانیِ انسان
در فهمِ حقیقیِ خویش.
زندگی، گذرگاهِ نیستی به هستی
و هستی به نیستیست.
گاهی
لبخندِ دردمندِ پیرزنی
در گوشهای از جهان است.
زندگی،
حرکت بهسوی دانایی
و عبور از مرزهای دوگانگیست.
زندگی،
فهمِ کودک
از جهانِ بیانتهاست.
و شاید،
و شاید زندگی،
دیدن و شنیدن،
بوییدن و لمسکردنِ
تکتکِ لحظاتِ
خوشی و غم،
مرگ و تولد،
غربت و وصل
و عشق و خیانت است.
زندگی،
اشکِ شوقِ مادریست
برای دیدارِ فرزندش؛
دردِ بیماریست
در بسترِ مرگ؛
شادی و غرورِ قهرمانی
بر سکوی افتخار؛
عشقِ ماندگارِ دو انسان
و شعرِ ناتمامِ
شاعری خاموش.
زندگی، گاهی
تنها زندهماندن است
و سوختنِ وجود
در تاریکی و درد.
زندگی،
زندگی باریست
بر دوشِ تمامِ آدمیان؛
و انسان،
و انسان،
گاه آن را میفهمد
و به رشد میرسد،
و گاه
در پستوهایش
گم شده
و از خاموشترین موجودات
نیز عقب میماند.
زندگی،
فهمِ تکتکِ لحظههاست؛
چرا که
گذشته، حال و آینده
بیآن
معنایی ندارند.
آری،
زندگی انتخابِ من و توست
پیش از آنکه بیاییم
و تنها نظارهگرش باشیم.
آری،
زندگی،
تجربهایست ماندگار؛
شروعِ داستانی نو
برای من،
برای تو،
برای کودکانِ آینده…
زندگی
تجربهایست ماندگار..
لینک دکلمه
https://cdn.imgurl.ir/uploads/m727571__.mp3
(ma.hz)
Dec 24, 2025
Dec 24, 2025 at 6:41 AM UTC
تو که از اون سر دنیا
با دلم خاطره داری
یه روزی میبینی من رو
سر رو شونه هام میذاری
بی تو من حسی غریبم
با تو من پر از امیدم
بیا ای ستاره ی من
عشق رو تو نگات ببینم
وقتی که نباشی پیشم
دل من پر از گلایست
اشکامو ب پات میریزم
هوای تو در سرم هست
بیا ای سنگ صبورم
بیا ای ستاره من
با تو من پر از امیدم
....بی تو من حسی غریبم
...بی تو من حسی.... غریبم
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:17 PM UTC
می خوانم از او
در پیش من نبود
میخوانم از عشق
جز درد چیزی نبود
من چشم به نگاه او
او در انتظار یار
اول به او گفتم
اما او کرد انکار
خاطره ها ساخت با او
حسرت بماند با من
قصه رسید به ته
من مانده ام تنها
یکی بود و نبود
عشقم براش کم بود
من در فکر او
او در فکر یک آغاز
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:15 PM UTC
من گرفتارم گرفتار
غصه رو غصه تلمبار
درد و رنج بسیار دیدم
یار من از من طلبکار
آه یاد دادم وفا را
جز جفا چیزی ندیدم
دل به رویاها سپردم
عقل من از من گرفتار
آه جفا دیدم از این یار
عشق را کردش لجنزار
چه بلاها بر سرم آمد
آخر، او شد طلبکار
اول او مجنون و دلدار
شد سپس بر سرم آوار
او لبانش بر دیگری رفت
مرا، آنگه کشت انگار
آه جفا شد بر سر من
زر و سیم شد به از من
دیگری شد دل خریدار
عشق را کردش لجنزار
آه درمانی ندارم
یار و غمخواری ندارم
زندگی با من غریبست
دنیاهم تاریک و تیرست
آه یاد دادم وفا را
جز جفا چیزی ندیدم
دل به رویاها سپردم
عقل من از من گرفتار
عقل من از من گرفتار
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:13 PM UTC
روزها
روزها از پس یکدیگر میگذرند
سریع
گویی در مسابقهای هستند
و من
و من در جاده تنهایی و بی کسی
در بهت این گذر ماندهام
آه
به کدام سو بنگرم
گذشته یا آینده
گذشتهای که بی کسی مرا به ارمغان آورد
و من شاد در جمع را به افسردهای کز کرده مبدل کرد
آه چه بگویم
آه از این روزهای گذشته که
من دلداده در کمین لبخند معشوق را
به جسمی بی روح بدل کرد
آه
از کدام روزها، حرف ها و خاطرات بگویم
از آن روزی که مهرش در دلم افتاد
و بی هیچ فکر و تاملی بازگو کردم
و او چو رمانهای عاشقانه
مرا پس زد
و سپس
مرا در جمع برد و ستایش کرد
خوش بود آن روزها
آن روزهای عشق
همچو کبوترهای عاشق
دست در دست هم
به هر گوشه کنار شهر میرفتیم
و هر جنبندهای ما رو دید
فکر جدایی ما براش محال بود
آه ای دنیا
ای دنیای بی رحم
مگر من کیستم
که سوزاندیم
آه
وای بر من که
آن روزهای عشق و زیبا رفت
و یار من همچو کودک خفته در خواب
پر کشید و رفت
رفت
رفت آن دور دستها
دیگر به کدام امید زنده باشم
او زندگی بود، عشق بود، یار بود
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:11 PM UTC
آرام بخواب دلدار من
دنیا دگر جای تو نیست
عشقت پاک و ساده بود
یارت دگر هوشیار نیست
در وهم و خیالش
او آغوش دارد تو را
آرام بخواب ای نازنین
او نیز دگر این دنیا نیست
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:09 PM UTC
من خسته تر از آنم که درمانم کنید
بر مزار جسم بی روحم کمی صبر کنید
گر ز جان دلم دور شوم، میمیرد.
فکری به حال یار و دلدارم کنید...
(ma.hz)
The Weary Lover
I’m far too tired for any cure to find me,
rest a moment by the grave
of this weary soul I leave behind me.
If ever I drift away from my beloved,
her heart will break — and she will die of sorrow.
When I am gone, I beg you please,
take care of her.
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:08 PM UTC
منو از خودم رها کن، تا دوباره جون بگیرم
منو با عشقت نگه دار، تا پر و بالی بگیرم
من خستهی جانم، تو حیاتِ من باش
روزگاره غم و اندوست، تو مرهمِ من باش
...با تو من عاشقترینم، تو باورِ من شو
...شادی و غم میاد و میره، تو مونسِ من شو
بیتو روحِ من شکستهست، تو شدی پناه روحم
...با این دل، همدل و یار شو، تویی هستی و وجودم
....تویی هستی و وجودم
تو پناهِ روزِ سختی، تو صدای دلِ خستم
مثل نوری در دل شب، مثل سایه بر سر من
مثل سایه بر سر من
با تو من عاشقترینم، تو شدی چراغِ راهم
با نگات تپش میگیرم ، ای همه بود و نبودم
ای همه بود و نبودم، بی تو من تنهاترینم
بی تو من تنهاترینم...با تو من کوه غرورم
با تو من کوه غرورم....
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:08 PM UTC
نفسم آخر راهم، من دیگه جونی ندارم
آرزوم اینه عزیزم، اون دنیا تو رو ببینم
توی آغوش تو باشم، قلبت شه چراغ راهم
من تو رو دیر دیدم، عشقتو باور نکردم
دیگه فرصتی نمونده، دور اون نگات بگردم
هی رسوای تیرهروزم، حستو ساده گرفتم
جلوی دوست و آشنا، قلب نازتو شکستم
حالا حسرت شده جونم، بوسه رو موهات بذارم
تو رو من آغوش بگیرم، ای همه بود و نبودم
آه از اون حس غرورم، قلبتو از دست دادم
میشه عشقتو ببخشی؟ تا منم آروم بخوابم
میشه لالایی بخونی، ای نفس آخر من؟
ای نفس آخر من...
ای نفس آخر من.
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:06 PM UTC
بازم این دلم گرفته، باز، هوای گریه داره
آسمونم بی ستاره، باز غم و غصه میباره
باز آه و اشک زیاده...
همه رویاهام دود شد، بی کسی سهم دلم شد
دنیای اون عاشقی شد، دنیای من پر درد شد
دنیای من پر درد شد
همهی حرفاش دروغ بود، دلش با دیگری بود
همهی حسش هوس بود، عشقش، رفیق من بود
عاشقی خطای من شد، قلب من بیپناه شد
قلب من بی پناه شد
اما بیعشق، خُرد و خستم، من بیاو، غمگینترینم
عشق و دوست، هر دو بی رحم، من تو این دنیا غریبم
من تو این دنیا غریبم...
همهی عمرم فنا شد، یار و دوستم بی وفا شد
دنیای اون عشق و شور شد، دنیای من سوت و کور شد
آه، شکستم از خیانت، همدمم شد غم و حسرت
من، تنها توی غربت، یار و دوست نبود قسمت
خدایا حرفی نمونده، یه دل شکسته مونده
نه رفیقی و نه یاری، تنها این بغض کشنده
تنها این بغض کشنده...
(ma.hz)
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:05 PM UTC