Hello Poetry
Submit your work and get some sparkles! Create free account
نفسم آخر راهم، من دیگه جونی ندارم آرزوم اینه عزیزم، اون دنیا تو رو ببینم توی آغوش تو باشم، قلبت شه چراغ راهم من تو رو دیر دیدم، عشقتو باور نکردم دیگه فرصتی نمونده، دور اون نگات بگردم هی رسوای تیره‌روزم، حستو ساده گرفتم جلوی دوست و آشنا، قلب نازتو شکستم حالا حسرت شده جونم، بوسه رو موهات بذارم تو رو من آغوش بگیرم، ای همه بود و نبودم آه از اون حس غرورم، قلبتو از دست دادم میشه عشقتو ببخشی؟ تا منم آروم بخوابم میشه لالایی بخونی، ای نفس آخر من؟ ای نفس آخر من... ای نفس آخر من. (ma.hz)
0
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:06 PM UTC
ترانهی نفس آخر من
نفسم آخر راهم، من دیگه جونی ندارم آرزوم اینه عزیزم، اون دنیا تو رو ببینم توی آغوش تو باشم، قلبت شه چراغ راهم من تو رو دیر دیدم، عشقتو باور نکردم دیگه فرصتی نمونده، دور اون نگات بگردم هی رسوای تیره‌روزم، حستو ساده گرفتم جلوی دوست و آشنا، قلب نازتو شکستم حالا حسرت شده جونم، بوسه رو موهات بذارم تو رو من آغوش بگیرم، ای همه بود و نبودم آه از اون حس غرورم، قلبتو از دست دادم میشه عشقتو ببخشی؟ تا منم آروم بخوابم میشه لالایی بخونی، ای نفس آخر من؟ ای نفس آخر من... ای نفس آخر من. (ma.hz)
Written by
Nov 6, 2025
Nov 6, 2025 at 2:06 PM UTC
Request permission to use this poem